خرید بک لینک
آنچه تاکنون درباره «هنر وزمان» منتشر شده است را در ادامه بررسی می‌کنیم.فهم ما از زمان همان قدر است که این قاشقک­ها برداشته­اند. خارج از این قالب­ها، گویی هیچ مفهومی از هنر، قابل قبول­مان نمی­باشد.اگر «حس دیداری» را در نظر بگیریم؛ قالب­های هفتگانه، تنها در حد و اندازه یک سر سوزن، در یک زیبایی آغشته و در ضمیر انسان چکه می­شود. اما این قالب­ها مثل ساعت، هرگز توان باز فهم محتوای جلوه­های هنری موجود در جهان هستی را ندارد. به عبارتی همه­ی قالب­های هنری مثل انواع ساعت­های مچی، دیواری، شنی و ... برآیند ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: محمد جعفری تاريخ: چهارشنبه 31 تير 1405 ساعت: 7:40

دیگربه آسمان نگاه نمی کنیم

آخرین اطلاعات منتشرشده درباره «دیگربه آسمان نگاه نمی کنیم» را در ادامه بخوانید.

همیشه بعد از شخم زدن زمین و کاشت بذر، چشم من به آسمان بود. - می گفتم، اگر باران نبارد، زندگی خود و خانواده ام به خطرمی افتد. - این احساس خطر، توام با امید بود . - در واقع خطر و امید دو سر چوب زندگیم بودند. - به همین خاطر : - نگاهم به آسمان بود، خطر را در نزدیکیم می دیدم و با دعاها و راز و نیازهایم، خدا را به پیش خودم فرا می خواندم . . - .........با هستی گفتگو می کردیم به سوالات مان پاسخ می خواستیم

برچسب: نویسنده: محمد جعفری تاريخ: چهارشنبه 31 تير 1405 ساعت: 7:40

همیشه بعد از شخم زدن زمین و کاشت بذر، چشم من به آسمان بود.

- می گفتم، اگر باران نبارد، زندگی خود و خانواده ام به خطرمی افتد.

- این احساس خطر، توام با امید بود .

- در واقع خطر و امید دو سر چوب زندگیم بودند.

-به همین خاطر :

-نگاهم به آسمان بود، خطر را در نزدیکیم می دیدم و با دعاها و راز و نیازهایم، خدا را به پیش خودم فرا می خواندم . .

-.........با هستی گفتگو می کردیم به سوالات مان پاسخ می خواستیم

برچسب: نویسنده: محمد جعفری تاريخ: شنبه 4 آذر 1396 ساعت: 20:46

پیش از این من ((ترس)) داشتم ومبداء ترسم معلوم بود، که مبادا:

آسمان نبارد

و یا اگر بارید

زیاد و سخت ببارد.

حالا اضطراب دارم ومبداء اضطرابم معلوم نیست:

بازار یابان ، برایم مشتری پیدا نکنند!

بنگاهداران فروش، تحریمم کنند!

بازار، محصول مرا پس نزند !

فروشم، کفاف هزینه دستگاه ها و ماشین ها را نکند!.

برچسب: اضطرابم, نویسنده: محمد جعفری تاريخ: شنبه 4 آذر 1396 ساعت: 20:46

«شولوخُف عقیده دارد که هر نویسندهئی باید محیط اجتماعی و اخلاقی خاصی را بهخوبی بشناسد: مثلاً محیط اجتماعی قزاقها یا محیط اجتماعی روشنفکران و فرهیختگان جامعه را؛ یا محیط اخلاقی و اجتماعی طبقه ی جوان و یا هر طبقه و قشر دیگر را. شولوخُف از آن گروه نویسندگان توخالی و پوک، از آن نویسندگانی که با «خرده معلومات»شان اقیانوسهائی بهعمق یک وجباند، و نویسندگانی که از هر چیزی چیزکی میدانند اما درباره ی هیچ چیز شناخت عمیق و درستی ندارند. با کنایه و طنز سخن میگوید.»[۷] برای نویسنده گناهی بزرگتر از این نیست که از مواد خام و مصالح کارش، برخلاف آنچه باید، شناختی ناقص و نادرست داشته باشد. شولوخُف مینویسد: «برای ما نویسندگان – چه آنان که در آغاز کارند و چه نویسندگان قدیمی که عمری در این راه صرف کردهاند – وظیفه ی مهم و اساسی دست یافتن بهمواد و مصالح کار و تسلط بر آن است. بدون شناخت و درک عمیق و کامل از «مصالح کار»، هرگز نمیتوان یک اثر هنری واقعی و راستین بهوجود آورد.» دست یافتن و تسلط بر مواد و مصالح کار بناگزیر وقت زیادی میگیرد. نویسنده باید در میان مردمی که درباره ی آنان مینویسد زندگی کند. همان شادیها، لذتها، نگرانیها و اضطرابها و همان غم و اندوه مردمی را زندگی کند که اکنون و آینده ی بشریت را در دستهای رنجدیده و زحمتکش خود دارند. در حقیقت این است عقاید و دیدگاه شولوخُف درباره ی رابطه ی واقعی نویسنده و مردم، و ادبیات و زندگی؛ و این است دریافت و تلّقی او از مفهوم زندگی و ادبیات. اما این تأکید بر ارتباط ثمربخش میان ادبیات و زندگی، تنها یکی از مسائل گوناگونی است که شولوخُف عمیقاً بهآن میاندیشد. موضوع بسیار مهم دیگری که در نظر شولوخُف از اهمیت و ارزشی همسنگ برخوردار است و ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: محمد جعفری تاريخ: يکشنبه 23 مهر 1396 ساعت: 1:50

برچسب: نویسنده: محمد جعفری تاريخ: يکشنبه 23 مهر 1396 ساعت: 1:50

«اما وصیـتهـای دیگـر، عمـده آنهـا نمـاز است. نمـاز را بازاری نکـنیـد، اول وقت به جا بیـاورید با خضوع و خشوع! اگر نماز را تحفظ کردید، همه چیزتان محـفوظ می ماند و تسبیحه صدیقه کبری سلام الله علیها و آیة الکرسی در تعقیب نماز ترک نشـود؛.. واجبـات است و در مسـتحبات تعزیه داری و زیارت حضرت سیدالشهداء مسامحه ننمایید و روضه هفتگی ولو دو سه نفر باشد، اسباب گشایش امور است و اگر از اول عمـر تا آخرش در خدمات آن بزرگوار از تعزیت و زیارت و غیرهما به جا بیاورید، هرگز حق آن بزرگوار ادا نمـی شود و اگر هفـتگـی ممـکن نشـد، دهه اول محرم ترک نشود. دیگـر آنکـه، اگر چه این حرفها آهن سرد کوبیدن است، ولی بنده لازم است بگویم، اطاعت والدین، حسن خلق، ملازمت صدق، موافقت ظاهر با باطن و ترک خدعه و حیله و تقدم در سلام و نیکویی کردن با هر بر و فاجر، مگر در جایی که خدا نهی کرده. اینها را که عرض کردم و امثـال اینـها را مواظبـت نمـاییـد! الله الله الله که دل هیچکس را نرنجانید!تا توانی دلی به دست آور دل شکستن هنر نمیباشد ادامه مطلب

برچسب: وصیتنامه, نویسنده: محمد جعفری تاريخ: يکشنبه 23 مهر 1396 ساعت: 1:50

میرزا محمد تقی خان فراهانی ملقب به امیر کبیر از صدر اعظم های ایران در زمان ناصرالدین شاه قاجار بوده است. به فرمان وی دارالفنون در تهران تاسیس شد که هدف از این تاسیس، آموزش دانش و فناوری های نوین در تهران بوده است. این روزها عکسی از وی در فضای مجازی منتشر شده که عکاس آن ارنست هولستر بوده است.
آیا چهره واقعی امیر کبیر را دیده اید؟ + عکس

برچسب: نویسنده: محمد جعفری تاريخ: يکشنبه 23 مهر 1396 ساعت: 1:50

بعدازمدتها .میخواهم دوباره دراین فضا بنویسم.عهد میکنم کوتاه بنویسم.

برچسب: نویسنده: محمد جعفری تاريخ: يکشنبه 23 مهر 1396 ساعت: 1:50

فهم ما از زمان همان قدر است که این قاشقکxadها برداشتهxadاند. خارج از این قالبxadها، گویی هیچ مفهومی از هنر، قابل قبولxadمان نمیxadباشد. اگر «حس دیداری» را در نظر بگیریم؛ قالبxadهای هفتگانه، تنها در حد و اندازه یک سر سوزن، در یک زیبایی آغشته و در ضمیر انسان چکه میxadشود. اما این قالبxadها مثل ساعت، هرگز توان باز فهم محتوای جلوهxadهای هنری موجود در جهان هستی را ندارد. به عبارتی همهxadی قالبxadهای هنری مثل انواع ساعتxadهای مچی، دیواری، شنی و ... برآیند و یا برآورنده و یا مولد زیبایی زمان نمیxadباشند.چه بسا روزگار به دست ساعت سازان افتاده و آن قدر فرم ساعتxadها، متنوع شدهxadاند که هر کس شب و روز را نبیند و یا نشناسد، عیبی برآن نیست ونیاز ندارد سر به بالا بگیرد. احوالات زمان را از آسمان و ماه و خورشید بجوید وکام ببرد. در واقع ساعت مچی و موبایل مارا از اعجاز خالق در موضوع زمان بی خیال ساخته است و هر برداشتی ازجلوهxadهای زمان که در هفت قالب هنری نگنجد قابل باور نخواهد بود. لذا تماشای فیلم، واجبxadتر از نگاه به آب روان تلقی شده است. گویی اگر کسی پیامی در یکی از هفت قالب هنری نسازد، میxadبایست آن پیام را از همهxadی زیباییxadها، نظمxadها، لطافتxadها، احساسات و هیجانات خالی شده دانست و جایگاهی به او نداد. بااین مقدمه به نقش هنر در انقلاب اسلامی ایران و تعامل این دو میxadپردازیم: همه اشیاء و جاندارانی که به زمان آغشته میxadشوند تمام عناصر وجودشان، با جلوه زمان، تغییری دل انگیز کرده و متحول میxadشوند. درختان جوانه میxadزنند. به شکوفه میxadنشینند. میوه میxadدهند. سرشار از زیبایی میxadشوند و وجد آور میxadگردد. میxadتوان گفت، «اثر بخشی» زیبایی، وابسته به زمان است. اگر زمان جریان نیابد، چیزی و کسی به آن آغشته نشود، تغییری صورت نمیxadپذیرد و هیچ زیباییادامه مطلب

برچسب: نویسنده: محمد جعفری تاريخ: يکشنبه 23 مهر 1396 ساعت: 1:50

تمام چرخهای آموزش وپرورش پنچرهستند.هروزیری می آید مسافرها وخدمه را درداخل این اتوبوس جابجا می کند مردم که مسافرها یش باشند خیال می کنند سفرجدیدی کردند

برچسب: نویسنده: محمد جعفری تاريخ: يکشنبه 23 مهر 1396 ساعت: 1:50

دریک شب ناگاه معده وساق پاهایم.چشم هایم پرازدرد شدند.این اعضا چنان بامن بیگانگی کردند دربهت ماندم.خدا یک لحظه این اعضا را که خیلی بهشان می بالیم سرخود رها کند بدست آنها می میریم.برای خوشی این بیگانه ها چه گناهها که نمی کنیم.

[ شنبه بیست و دوم مهر ۱۳۹۶ ] [ 23:3 ] [ توحید اصغرزاده ]

برچسب: خداراشکر, نویسنده: محمد جعفری تاريخ: يکشنبه 23 مهر 1396 ساعت: 1:50

صفحه بندی